شيخ حسين انصاريان

328

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

احوالات آنان كه در سايهء رسالت پيامبر و سنّت سَنيِّهء آن حضرت به مبارزه با نفس برخاستند و به مقامات عالى زهد و ورع و صبر و توكّل و رضا و تسليم و توحيد رسيدند احوالات عجيبى است ، انسان از هر لحظهء زندگى آنان جهت رشد و كمال و آزادى از هوا و هوس مىتواند درس بگيرد . در اين زمينه حجّت حضرت ربّ العزّه بر همه كس تمام است و احدى را در پيشگاه وجود مقدّس حق تعالى ، عذر قابل قبولى نيست . حكايت زير نمودارى از مبارزهء اولياى خدا با هوا و هوس در سايهء راهنمايىهاى رسول خداست . داستان فضيل عيّاض و داود طايى فضيل عياض كه خود داستانى عجيبى دارد به در خانهء داود طايى آمد ، صداى نالهء جانسوز او را از درون خانه شنيد ، فضيل فرياد زد : اى داود ! اگر حديث رسول خدا را كه فرمود : لايَدْخُلُ النّارَ مَنْ بَكى مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ . « 1 » داخل آتش نمىشود كسى كه از ترس خدا بگريد را صحّت ورود يافته و اين كه قطره‌اى از اين اشك ، آتش عذاب را خاموش مىكند درست مىپنداشتى اين همه گريه و زارى نمىكردى ، تو را چه مىشود و چرا اين گونه با كشتى چشم در درياى اشك روانى ؟ در به رويم باز كن كه به زيارتت آمده‌ام . داود جواب داد : مرا خوف و خشيت از حق ، از ملاقات با اشخاص باز داشته ، فعلًا در راه محبوب و براى تصفيهء جان و تزكيهء نفس و صفاى قلب و زدودن كدورتِ

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة : 7 / 76 ، باب 29 ، حديث 8771 ؛ أعلام الدين : 276 .